تبلیغات
خرید فروشگاه ساز اندکی شعر - مطالب ابر اشعار رضا زمانیان قوژدی شمارنده
 
درباره وبلاگ


آنچه در پیش روی شماست، از دغدغه های شخصی خودم نشأت گرفته پس اگر با من هم عقیده اید، شما هم نظرتان را بگویید.
همدلی از هم زبانی خوش تر است

مدیر وبلاگ : رضا زمانیان قوژدی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اندکی شعر
اندکی شعر اندکی احساس




عاقبت مصلحت اندیشی!

هر درد سر از مصلحت اندیشی مابود!
 تدبیر شما !! مایه ی درویشی مابود
در سینه ملالی و خیالی به سر، ار بود
زیر سر آن دلبر تجریشی مابود
دستی که تبر را زده بر ریشه ی ایمان
نزدیک تر از قوم شما، خویشی ما بود
بردند به یغما اگر، اموال خلایق
از دین خدا نیست، ز بد کیشی مابود
با ظاهری آراسته در فکر فریب اند!
این عاقبت مصلحت اندیشی مابود!
با دشمن بیرونی اگر جنگ نکردید
تصمیم شما، صورت بی ریشی مابود!!
حقا که سر آب شما، عین سراب است!
خود علت تحلیل، کما بیشی مابود

۹۷/۰۵/۱۴ مرتکب شدم
#رضـــــازمانیـــــاݩ‌قوژدی  خلودخو
@jnbkhndg




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار رضا زمانیان قوژدی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 مرداد 1397 :: نویسنده : رضا زمانیان قوژدی
نظرات ()

سالروز آزادی خرمشهر بر شما مبارک


فتح خونین


به روی شهر نوشتند:"آمدیم، بمانیم(1 )

بر این تلاطم امواج، کام خویش برانیم؛

چگونه؟! تا بن دندان، به هرسلاح مسلح

به این امید مگر انتقام خود بستانیم؛

برای خاطر صدام و حزب بعث کذایی؛

عروس کشورایران، بخاک وخون بکشانیم!"

صدای جنگ برآمد زکوچه کوچه ی این شهر

سقوط کرد؟! زمین را به آسمان برسانیم!

تمام چهره خورشید در غبار فرو رفت

نفاق چهره نشان داد؛"ما بفکر زمانیم"!

نه ارتشی، نه سپاهی، نه هیچ بنیه ی رزمی

نه خندقی که توانیم ش از خطر برهانیم!

تمام خرمی اش را اگر ز برگ ربودند؛

قسم، که باز طراوت، به ریشه ها برسانیم

صدای ناله ی مردان شب شکن نشنیدند؟؛

"به خون پاک شهیدان ، که تا همیشه بمانیم "

اگرچه سوخته این خرمن از شرارت دشمن؛

ولی بگریه ی شوق، آتشش فرو بنشانیم

برای شستن خون وغبار چهره ی این شهر؛

ز جان دشمن بعثی، غرامت ش بستانیم!

اگر چه سنگ زدند و شکست آینه ها مان؛

چه باک از این همه نیرنگشان؟، که شیشه گرانیم

تمام "همت" مان را دوباره جمع نمودیم

بر این زمین مقدس، نماز عشق بخوانیم

نوشته بود شهیدی که ؛ آمدیم نبودید!

اگر چه آمده بودیم تان، ز شهر برانیم(2)

پ.ن

1-ترجمه ی دیوار توشته ی معروف سربازان بعث در خرمشهر: "جئنا لنبقی" آمدیم که بمانیم.

2-شهید بهروز مرادی زیریکی ازشعار های بعثیان 

نوشت : «آمدیم نبودید»

96/03/03 مرتکب شدم خلو دخو

#رضا_زمانیان_قوژدی

jnbkhndg@

لینک کانال تلگرام:





نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار رضا زمانیان قوژدی، فتح خرمشهر، حماسه مقاومت،
لینک های مرتبط : کانال اندکی شعر در تلگرام، " " بلاگفا،


سه شنبه 1 خرداد 1397 :: نویسنده : رضا زمانیان قوژدی
نظرات ()
آرزو
دلم می خواست امشب، آرزویی بر می آوردی
دلم را اندکی کم تر، کمی کم تر می آزردی!
کمی دست محبت می کشیدی بر سرم امشب
فقط قدری تظاهر کن، یقین دارم نمی مردی!
چه می شد پاسخم را از همان اول نمی دادی؟
دلی بی چاره را، با دلبری هایت، نمی بردی!
یقین دارم که تقدیر شما دل بردن از مت بود
قضا را، در عجب هستم، چرا آن را پس آوردی؟!
اگر آن روز، در آن راه، آن یک جمله را گفتی...؛
که"می خواهی مرا"حرف خودت را پس چرا خوردی؟!
چرا آواره ی صحرا و کوه و جنگلم کردی؟!
چه پیش آمد که بعد این غنچه را نشکفته پژمردی؟!
بیا، تکرار خوب روز های رفته را، بشمار
بلا هایی که از اول، سر این خسته، آوردی!
۹۷/۰۲/۲۲ بداهه مرتکب شدم
#رضا_زمانیان_قوژدی خلو دخو




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار رضا زمانیان قوژدی، عاشقانه نا آرام، گلایه از دلدار،
لینک های مرتبط : اندکی شعر در تلگرام، در بلاگفا،


شنبه 22 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : رضا زمانیان قوژدی
نظرات ()
هم....زبون
اونی که می شینه توی بالکن
بعد آسمونو می کشه پایین
بعدش یه دیوار پر از خاشاک
تاریک تر از اون ور پرچین
    *    *     *
اونی که یک آئینه دنیا رو
توو سینه ی یک غنچه میکاره
وقتی قلم در دست می گیره
یک سینه سرخ، آواز می باره
    *    *     *
اونی که لبخندش پر از درده
دنیای گرمش ساکت و سرده
بارون ریز عصر پاییزی
چشماشو خیلی دیدنی کرده
    *    *     *
اون که سفیدی ها سیاش کرده
بی دردیا، درد آشناش کرده
از توی قاب پنجره ماهش
با چشمای بسته نیگاش کرده
    *    *     *
اون که دلش میخاد ولی دیره
مرگش رو در آغوش می گیره
هرشب میون فال فنجونش
فریاد و بوق و جیغ آژیره
    *    *     *
اونی که اسمش مرده، مرده، مرد!
انگار دلش پر درده، درده، درد!
چشماش شبیه پنجره خیسن
لبخند گرمش، سرده، سرده، سرد!
    *    *     *
یک احظه فک کن جای اون باشی
دنبال عشق و آب و دون باشی
فک کن که تحویلت نمی گیرن
مثل یه سال بد شگون باشی
تنهای تنها، با خودت هم قهر
تمثیلی از عشق و جنون باشی
دنیا و آدم هاش نمی خانت
گر چه با اونا مهربون باشی
اما دلت با این همه قرصه
حتی اگه بی هم زبون باشی
چون که یکی هس که دوست داره
می خواد که تنها مال اون باشی
۹۷/۰۲/۰۷ مرتکب شدم...《خلو دخو 》
#رضـــــازمانیـــــاݩ‌قوژدی 
@jnbkhndgm




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار رضا زمانیان قوژدی، ترانه، هم...زبون،
لینک های مرتبط : اندکی شعر....در تلگرام، .......در بلاگفا،


جمعه 7 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : رضا زمانیان قوژدی
نظرات ()

آن زندگی

این، آن شاعرانگی ات را نگاه دار

با دوستان، یگانگی ات را نگاه دار

هر بوته ای ز ریشه خود آب می خورد

پس، نام خانوادگی ات را نگاه دار

غمگین مباش اگر نپسندد زمان تو را

مردانگی، زنانگی ات را نگاه دار

ای مرد، با تمام وجودت زمخت باش

ای زن، تو نازدانگی ات را نگاه دار

 هشیار باش و فاصله ی امن و مطمئن

با دشمنان خانگی ات را نگاه دار

ما را اگر به حرمت عشق آفریده اند

لطفی کن عاشقان ات را نگاه دار

۹۷/۰۱/۲۹ مرتکب شدم

#رضـــــازمانیـــــاݩ‌قوژدی  خلودخو


jnbkhndg@






نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار رضا زمانیان قوژدی، آن شاعرانه، خودباوری،
لینک های مرتبط : کانال اندکی شعر در تلگرام، اندکی شعر در بلاگفا،


چهارشنبه 29 فروردین 1397 :: نویسنده : رضا زمانیان قوژدی
نظرات ()

آن زندگی

این، آن شاعرانگی ات را نگاه دار

با دوستان، یگانگی ات را نگاه دار

هر بوته ای ز ریشه خود آب می خورد

پس، نام خانوادگی ات را نگاه دار

غمگین مباش اگر نپسندد زمان تو را

مردانگی، زنانگی ات را نگاه دار

ای مرد، با تمام وجودت زمخت باش

ای زن، تو نازدانگی ات را نگاه دار

 هشیار باش و فاصله ی امن و مطمئن

با دشمنان خانگی ات را نگاه دار

ما را اگر به حرمت عشق آفریده اند

لطفی کن عاشقان ات را نگاه دار

۹۷/۰۱/۲۹ مرتکب شدم

#رضـــــازمانیـــــاݩ‌قوژدی  خلودخو


jnbkhndg@






نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار رضا زمانیان قوژدی، آن شاعرانه، خودباوری،
لینک های مرتبط : کانال اندکی شعر در تلگرام، اندکی شعر در بلاگفا،


چهارشنبه 29 فروردین 1397 :: نویسنده : رضا زمانیان قوژدی
نظرات ()

اوردوز


تا خونم از خیال تو سرشار می شود

در چشم من بهار پدیدار می شود

اقرار می کنم که اوردوز نموده ام

کی اعتیاد من به تو انکار می شود

ترکت محال و درکت، از آن هم محال تر

این درک و ترک تست که تکرار می شود

تا هستی از حضور تو لبریز می شوم

  یکدم که نیستی دل من زار می شود

تا باز، دم  زدم ز تو، باور نمی کنی!

دم نیز بی حضور تو دشوار می شود

چیزی نمانده است که ریزم بپای تو؛

جز نیمه جان خسته که بیمار می شود

بی برگ و بر، درخت وجودم، بدون توست
در سایه ی  حضور تو، پر بار  می شود

۹۵/۰۷/۲۱ مرتکب شدم《خلو دخو 》
#رضـــــازمانیـــــاݩ‌قوژدی

@jnbkhndg





نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار رضا زمانیان قوژدی، عاشقانه آرام، صدای پای عشق،
لینک های مرتبط : اندکی شعر در بلاگفا، کانال تلگرام،


یکشنبه 12 فروردین 1397 :: نویسنده : رضا زمانیان قوژدی
نظرات ()