تبلیغات
خرید فروشگاه ساز اندکی شعر - مادر ماه شمارنده
 
درباره وبلاگ


آنچه در پیش روی شماست، از دغدغه های شخصی خودم نشأت گرفته پس اگر با من هم عقیده اید، شما هم نظرتان را بگویید.
همدلی از هم زبانی خوش تر است

مدیر وبلاگ : رضا زمانیان قوژدی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اندکی شعر
اندکی شعر اندکی احساس




مادر ماه
در انتهای کوچه ی بن بست عاشقی
آنجا که ماه در محاصره ی ابر تیره بود
جایی که تیغ صاعقه، بر چهره زمان
ناخن کشیده بود...
دیدم چگونه کوه
نستوه و با شکوه
از ضربه های وحشت و غم...
سر خم نکرده بود.
پرسید کوه (از ستاره ی افتاده بر زمین):
"خورشید من کجاست؟"
...آهسته گفت ستاره:
"ماه تو در میان شط خون، شناور است
... چشمش 
به تیر باور خورشید دوخته
...دستش
به سان پرچم در اهتزاز فتح؛
بالاتر از زمین و زمان، ایستاده است"
...ه
تکرار کرد:"...ماه،نه!...خورشید من کجاست؟"
-"...خورشید را به نیزه کشیدند...و ماه را.!
آنجا که خون سرخ شقایق بروی خاک،
مانند پرچم در اهتزاز باد...
بر سنگفرش لیز خیابان چکیده بود
...آنجا تبر...
بر دسته جهالت خود تکیه کرده است؛
فرمان قتل عام درختان باغ را؛
با غار غار کلاغانی از حجاز؛
از صبح کاظمین، تا افق شام نیلگون؛
اعلام می کند.
آنجا که در تداوم تاریخ زنده است."
#رضـــــازمانیـــــاݩ‌قوژدی 
۹۶/۱۱/۱۹ مرکب شدم
تقدیم به مادران شهدای مدافع حرم
بویژه مادر بزرگوار شهید سید مرتضی حسینی. 
              





نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار رضـــــازمانیـــــاݩ‌قوژدی، مادر ماه،
لینک های مرتبط : اندکی شعر در بلاگفا، کانال تلگرام اندکی شعر،


یکشنبه 22 بهمن 1396 :: نویسنده : رضا زمانیان قوژدی
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر