خرید فروشگاه ساز اندکی شعر - خاطرات مدرسه شمارنده
 
درباره وبلاگ


آنچه در پیش روی شماست، از دغدغه های شخصی خودم نشأت گرفته پس اگر با من هم عقیده اید، شما هم نظرتان را بگویید.
همدلی از هم زبانی خوش تر است

مدیر وبلاگ : رضا زمانیان قوژدی
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اندکی شعر
اندکی شعر اندکی احساس




یک مدرسه داریم که بسیار بزرگ است
یک ناظم بد خلق که کفتار! نه،گرگ است!

از زوزه ی او اهل محله به فغانند!
کلا شده شاکی و علاجش نتوانند!

یک بار سر صف به یکی خواست بگوید؛
ساکت شود و با بغلی راز نگوید...

با جیغ صدایش زد و بیچاره نفهمید...
این بود که تا ظهر از این مدزسه کوچید

چون عاشق "میکروفون" و سرمست بلنگوست
شب ها وسط خواب هم انگار سخن گوست

 قتی که به خشم آید از انصاف به دور است
باور بکنی یا نه،... آن ساعت کور است

با هر چه که در دست وی از چوب و چماق است؛
بر پشت طرف می زند، انگار... الاغ است

یا رب! تو خودت رحم به مظلومی ما کن
ما را تو از این ظالم بد خلق رها کن!........آمین
           jnbkhndg@ 
۹۶/۰۸/۰۵. مرتکب شدم
#خلو_دخو
#رضا_زمانیان_قوژدی 




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعاررضازمانیانقوژدی، طنز اجتماعی انتقادی، مدرسه،
لینک های مرتبط :


جمعه 5 آبان 1396 :: نویسنده : رضا زمانیان قوژدی
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر