خرید فروشگاه ساز اندکی شعر - زیبایی در بلا شمارنده
 
درباره وبلاگ


آنچه در پیش روی شماست، از دغدغه های شخصی خودم نشأت گرفته پس اگر با من هم عقیده اید، شما هم نظرتان را بگویید.
همدلی از هم زبانی خوش تر است

مدیر وبلاگ : رضا زمانیان قوژدی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اندکی شعر
اندکی شعر اندکی احساس




السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)
زیبایی در بلا

میان آتش و خون شعله ور بودند گل هایی

همه پرورده باغ علی(ع)دامان زهرایی(س)

میان خارها آسیمه سر طفلی گریزان بود

عمویش بر زمین افتاده در نزدیک شط جایی

خیالش بود همبازی شود با خواهران خویش

ولیکن تشنه لب می سوخت در گرمای صحرایی

هراسان بی امان چون بید می لرزید و می نالید

درآن گرمای جان فرسا، رقیه بود و تنهایی!

گرفته جان پناه از بوته خاری و می بارید

چه برمی آید از این بیشتر از طفل نوپایی؟

در این سو برزمین تن های خونین شهیدان بود

گروهی کودک و زن، لشکری اندوه و تنهایی

در آن سوگرگ هایی هار و وحشی،مست و لایعقل

نشسته در کمین صید آهویی اهورایی

یکی فریاد میزد "عمه جان اینها چه می خواهند؟

مسلمان نیست آیا بین این مردان غوغایی؟

تمام هستی مارا ربودند این مسلمانها!

چه می کردنداگر بودند بر آئین ترسایی!؟

چرادست از سرمابرنمی دارند کوفی ها؟

نمیخواهیم از ایشان بیش از این دیگر پذیرایی!

چرا بااهل بیت پاک پیغمبر(ص)چنین کردند؟

مگر باور نمی کردند خواهد بود فردایی؟

کجا جامانده بود آن روز انسانیت انسان؟!

چگونه می توان بر دوش برد این ننگ و رسوایی؟!

از این زیباترآیامی توان توصیف کرد آنرا

که زینب(س)گفت من چیزی ندیدم غیر زیبایی؟!

چه دید آنجا که زیبا بود و چشم ما نمی بیند؟!
ببین از چشم زینب که بلا هم شد تماشایی!!

۹۵/۰۷/۳۰ مرتکب شدم...《خلو دخو 》
#رضـــــازمانیـــــاݩ‌قوژدی


@jnbkhndg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : اندکی شعر در بلاگفا،


سه شنبه 21 فروردین 1397 :: نویسنده : رضا زمانیان قوژدی
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر